باران باران ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

باران عشق من و باباش

نفس مامان

عزيزم! باورم نميشه تو تو وجود من شكل گرفتي؟ گاهي اوقات كه نگاهت ميكنم از قدرت خدا به شگفت ميام. چه جوري اين لب ها و چشم ها و بيني و تمام اندامت تو وجود من شكل گرفته؟؟ گاهي اوقات كه خيلي به شما نگاه ميكنم اشكم در مياد ... فتبارك الله احسن الخالقين خدايا! به نظر من اين واقعا اين يه معجزه است. من توی وجودم یک معجزه پرورش دادم. واقعا فكرشو كه ميكنم پرورش انسان توي وجود يك مادر معجزه است. خدايا هزار مرتبه شكر كه من تونستم مادر شم. خدايا بازم دعا ميكنم به تمام كساييكه بچه ندارن فرزند سالم و صالحي عطا كني. ميگن وقتي كه يك نوزاد متولد ميشه معنيش اينكه خدا هنوز از انسان نااميد نشده ... دختر كوچولوي من دعا كن...
28 فروردين 1392

دومین عید با باران

سال نو مبارک بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپيد برگهای سبز بيد عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اينک بهار خوش به حال روزگار   باران گلم - عزیزم این دومین بهاریه که با مایی . من که اصلا نفهمیدم سال 91 جه حوری اومد و رفت . با وجود تو گذشت زمان برام معنایی نداره روزها با باز شدن جشمان قشنگت برام آغاز میشه و با قهقه خنده های شبانت به پایان میرسه .   امسال خیلی  بهترو خوش اخلاقتراز سال پیش بودی عاشق عید دیدنی و مهمونی بودی و آنقدر تو مهمونیا بازی و شیطونی می ...
28 فروردين 1392

سالگرد ازدواج مامانی و بابایی

تقدیم به همسر عزیزم برای همه وقتهایی که مرا به خنده وا داشتی برای همه وقتهایی که به حرفهایم گوش کردی  برای همه وقتهایی که به من جرات وشهامت دادی  برای همه وقتهایی که مرا در اغوش گرفتی  برای همه وقتهایی که بامن شریک شدی  برای همه وقتهایی که باعث راحتی واسایش من بودی  برای همه وقتهایی که با من به گردش امدی برای همه وقتهایی که خواستی در کنارم باشی  برای همه وقتهاییکه به من اعتماد کردی  برای همه وقتهایی که مرا تحسین کردی برای همه وقتهایی که گفتی دوستت دارم   برای همه وقتهایی که در فکر من بودی  برای همه وقتهایی که برایم شادی اوردی برای همه وقتهایی که به تو احتیاج داشتم وتو با من بودی برای همه...
17 فروردين 1392

حس زیبای مادری

وقتی که بغلت میکنم وقتی اون سر کوچولوتو روی شونه ام می ذاری وقتی که با دستای کوچیکت محکم بازومو نگه می داری که نیفتی وقتی با نگاهت دنبالم می کنی اون وقته که بهترین حس دنیا رو تجربه می کنم :                    حس زیبای مادری     خدایا این حس رو به همه ببخش ...
12 اسفند 1391

وقتی مادر میشی

وقتی مادر میشی فارغ از همه کارهای دنیا یه آدم دیگه میشی… شبا تا صبح بیداری ولی روزها خسته نیستی… انگار خدا بهت قدرتی مضاعف داده بعد از نه ماه انتظار و حمل جنین به جای خستگی، پر انرژی و پرنشاطی… با هر خنده کودکت بال در میاری و تو ابرا پرواز میکنی… دیگه بوی بد مدفوع برات زننده نیست… نگران اینی که مبادا پای بچم بسوزه… وای چرا رنگ مدفوعش عوض شده؟ اگه بچت عطسه کنه دنیا رو سرت خراب میشه. وقتی کسی حتی عزیزترین کست به بچت کوچکترین غرولندی کنه دلگیر میشی و غصه دار… آخه اون که نمیدونه تو مادری مقدس ترین واژه بشریت… وقتی گردن میگیره، غلت میزنه، چهاردست و پا میره...
29 بهمن 1391

تربیت الهی

خــدایا؛ دخترم حسـود نیست، دروغـگو نیست، ناســـپاس نیست، نامهـــــربون نیست، بداخـــــلاق نیست، غیبــــت نمی کنه، تهـــمت نمی زنه، دلــــی رو نمی شـــکنه ... **خودت کمــــــکـــــــــم کن اینا رو یادش نـــــــــــــــــدم** ... ...
24 بهمن 1391

روز ولنتاین

  باران جونم امسال دومین سالیه که روز ولنتاین پیشه منی پارسال خیلی کوچولو بودی ولی امسال بزرگتر شدی . پارسال برات یه لباس قشنگ خریدم امسال هم می خوام برات یه خرس قرمز بخرم برای بابایی هم شکلات و گل می خرم . تو دومین عشق زندگیم هستی اول بابایی بعدش تو امیدوارم همیشه سالم باشی و لبات مثل الان پر از خنده شاید باورش برات سخت باشه عزیزترینم ولی احساس می کنم قبل از بودن تو منم نبودم ... الان که فکر می کنم نمی دونم من قبلا بدون تو چجوری زندگی می کردم !!!! بدون انتظار دیدن چشمهای قشنگت چجوری هر روز صبح چشمهامو باز می کردم ؟؟؟!!! بدون داشتن خنده های تو به لبخند کی امید می بستم؟؟؟ ... می دونی م...
24 بهمن 1391

تولد یک سالگی باران خانم با تم کیتی

سلام گلم               در شب زیبای میلادت تمام وجودم را که قلبی ست کوچک در قالب قابی از نگاه تقدیم چشمان زیبایت میکنم و با بوسه ای عاشقانه تولدت را تبریک می گویم آغاز بودنت مبارک           امسال اولین سال تولدت است ودوست دارم برات زیباترین جشن را بگیرم از دو ماه قبل شروع به تدارک کارهای اولیه جشن کردم ، می خوام یه جشن کیتی زیبا برایت بگیرم که هیچ چیزی کم وکسر نداشته باشد تااونجایی بتوانم سعی خودم را می کنم      عزیزم لباستو  از آمریکا برات فرستادن یه لباس سفید ...
23 بهمن 1391

وقتی مادر شدم

وقتي مادر شدم ياد گرفتم با يک دست همه چيز را بر دارم وقتي مادر شدم ياد گرفتم چگونه براي موفقيت همه تلاش کنم وقتي مادر شدم يادگرفتم عاشقانه دوست بدارم وقتي مادر شدم ياد گرفتم دليل هر چيز را بدون پرسيدن بدانم وقتي مادر شدم ياد گرفتم با در باز حمام کنم وقتي مادر شدم ياد گرفتم زود و سريع همه کارهايم را به انجام برسانم وقتي مادر شدم ياد گرفتم چگونه يک دستي همه کار انجام دهم وقتي مادر شدم يادگرفتم بهتر بغل کنم وقتي مادر شدم ياد گرفتم چگونه بايد از هرچه دوست دارم دفاع کنم وقتي مادر شدم يا...
10 بهمن 1391

دندان در آوردن باران

باران گلم با اینکه از 9 ماهگی دندونات کرسی بستو تب و اسهال گرفتی ولی دندون در نیاوردی تا 29/10/91 یعنی یک سالگیت . شب وقتی داشتم بهت غذا می دادم دیدم قاشق صدا داد و فهمیدم که دندون در آوردی .   ا لهی قربونت برم که  اینقدر صبوری که گریه کردی و نه ناآرومی . ایشالله همه دندونات همین طوری بی دردسر در بیاد . بارانم چون درگیر واکسن یک سالگیت بودم و تب کردی نتونستم برات آش دنونی بپزم ایشالله هر وقت حالت خوب شد می پزم     مبارکت باشه عزیزه دلم   سلام سلام صدتا سلام هزاروسیصد تاسلام من اومدم بادندونام می خوام نشونتون بدم صاحب مروارید منم یواش یواش وبی صدا شدم جز...
10 بهمن 1391